تبليغاتX
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
انتظارمن در جاده هاي تنهايي تو*علي*

انتظارمن در جاده هاي تنهايي تو*علي*

دوستت دارم


اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگي است
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست
اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست
و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد.

آمد خنده آمد گريه بامن پر گرفت

گريه در افتادنم دست مرا بهتر گرفت

خنده آمد بامن اما طاقت ماندن گريه نداشت

گريه با من ماند چشمان مرا از سر گرفت

در شبان خسته دلگير تنهايي فقط

گريه بامن يار شد از دست من ساغر گرفت

داشتم در غربت تاريک خود يخ مي زدم

نيمه شب يک شعله آتش داد خاکستر گرفت...

دوستت دارم عزیزم((علی))

        


 

نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 23:47 موضوع | لینک ثابت


عاشقانه

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود شنیدی میگن ازهردست بدي ازهمون دست ميگيري.

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

ترنم

 


 

نوشته شده توسط الهه در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 18:48 موضوع | لینک ثابت


دوستت دارم

 

من دری که با کلید آن تو را شناختم

                                             هرگز نخواهم بست .

حتی اگر تمام عاقلان دنیا مرا به جرم راندن عقل از پنجره تفکر

پای میز محاکمه ببرند به جرات می گویم خیلی پر رنگ تر از دوست داشتن تو

                                   دوستت دارم

زندگی زیباست*** اما بدون غم

مرگ زیباست*** اما بدون گناه

دوستی زیباست*** اما بدون کلک

عشق زیباست*** اما بدون دروغ

دنیا زیباست***اما بدون درگیری

گل زیباست***اما بدون ریشه

سکوت زیباست***اما بدون یار

شیشه زیباست***اما بدون تیرگی

برف زیباست***اما بدون رهگزر

خانواده زیباست***اما بدون دوری

ما هم زیباییم ***اما بدون ماسک

                                 

 


 

((بذار با مشرق چشمات شبم روشنترین باشه))

عشق با روح شقايق زيباست


عشق باحسرت عاشق زيباست


عشق با نبض دقايق زيباست


عشق با زهر حقايق زيباست


عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست


  

 

 

اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد


 

نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 0:1 موضوع | لینک ثابت


گوناگون

اگر میخواهی عاشق شوی :

از جنس شیشه نباش گرچه محکم و جامد در نگاه اول اما ظریف و شکننده در اصل .

از جنس آب نباش گرچه زلال اما هر جا روان و در گرمای عشق بخار شدنی و از بین رفتنی .

از جنس سنگ نباش گرچه در ظاهر محکم و پایدار اما در گرما و سرمای زندگی کم کم پوسیده و خرد میشود.

از جنس پلاستیک نباش با هر حرارتی آب شدنی و از اصل افتادنی نا پایدار و بی ارزش برای ادامه ی مسیر زندگی.

از جنس چوب نباش گرچه با ظاهری محکم و خوب اما با درونی نفوذ پذیر با موریانه های هوسها تهی و از بین رفتنی است.

از جنس لاستیک نباش گرچه با تغییر وضعیت کم و تا حدودی انعطاف پذیر اما در جاده ی زندگی ساییده و نا موزون میشود .

اگر میخواهی عاشق شوی :

از جنس آهن و فولاد باش در گرمای عشق ذوب شو و شکلی حقیقی بگیر و با ضد زنگ ایمان یک عمر حتی از خوردگی هم مصون بمان و در پای عشق یک عمر پایدار و سخت باش و بدان که جاودانه خواهی شد .

 

عشق مثل گرمی خوابه مثل آتیش روی آبه

مثل تب کردن خورشید رو تن خشک سرابه

عشق مثل جاری روده مثل الماس کبوده

قصه ی بود و نبوده عشق مکمل وجوده ... .

 

زندگی شهد گل است

                             زنبور زمان می خوردش

         آنچه میماند

              عسل خاطره هاست

 

‎‎ ‎ ‎ ‎‎ ‎ ‎ ‎ ‎ ‎‎ ‎‎ از عشق کلمه ای میماند

از زندگی             شعری

از امید                آهنگی

از آرزو                 ترانه ای

و بالاخره از دوستی خاطره ای

 

 
 
 
 
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.
   عروس 2     دختر 2       


 

نوشته شده توسط الهه در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 1:3 موضوع | لینک ثابت


 

اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي
تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها , جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت بهانه اي براي زيستن ندارد
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را …… قلبت را …… حرفت را
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي
اي کاش تمام اينها را مي دانستي

 


 

نوشته شده توسط الهه در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 23:6 موضوع | لینک ثابت